بهار - مثل کبوتر (ص 6 و 7)

بهار - مثل کبوتر (ص 6 و 7)


بهار

لیلا خیامی

شبیه اسکلت بود

درخت خانه‌ی ما

دوباره بود غمگین

دوباره بود تنها

***

بهار آمد از راه

دلش برای او سوخت

هزار تا جوانه

به شاخه‌های او دوخت

***

درخت خانه خندید

شکوفه داد و گل شد

لباس تازه پوشید

قشنگ شد، تُپُل شد

=====

مثل کبوتر

مرضیه تاجری

شاد مثل کفتری

بال زد در آسمان

شد رفیق تازه‌اش

یک نسیم مهربان

 

با لباس رنگی‌اش

زرد و صورتی، سفید

عاشقانه و رها

با پرنده‌ها پرید

 

می‌کنم به او سلام

دست می‌دهم تکان

بادبادکم کجاست؟

زیر سقف آسمان

CAPTCHA Image