مادر - ابر - دودی شبیه غول (ص 34 و 35)

مادر - ابر - دودی شبیه غول (ص 34 و 35)


ابر

شاهین رهنما

آسمانِ شب

بی‌ستاره شد

ابر مهربان

پاره پاره شد

 

پاره‌ای از آن

بر زمین چکید

شد شبیه رود

هر طرف دوید

 

شاد شاد شاد

رفت و خنده کرد

باغ تشنه را

سبز و زنده کرد

======

دودی شبیه غول

منصوره عرب‌خراسانی

یک مورچه می‌بُرد یک روز

آذوقه‌اش را دانه دانه

دودی شبیه غول آمد

آهسته پیشش توی لانه

***

از دود پر شد لانه‌ی او

قرمز شده چشم و دماغش

این دود اگر این‌جا بماند

بیچاره حتماً می‌کند غش

***

آن مورچه حالش شده بد

از سرفه و دود و گلودرد

افتاده پیش لانه‌ی او

ته‌مانده‌ی سیگار یک مرد

CAPTCHA Image