10.22081/poopak.2018.66579

یک کلاغ، چهل کلاغ

خنده منده

1. خبری پخش می‌شود. هر کس به سلیقه‌ی خودش آن را بازگو می‌کند. می‌گویند یک کلاغ، چهل کلاغ شده...

2. کلاغ پدر رو به جوجه‌ی اولی: «دو، دوتا؟»

جوجه‌کلاغ اولی: «قارتا.»

کلاغ پدر رو به جوجه‌ی دومی: «قارقارتا؟»

جوجه‌کلاغ دومی: «شانقارتا.»

3. کلاغه می‌خواست راه‌ رفتن کبک را تقلید کند، راه‌ رفتن خودش را از یاد برد.

4. می‌گن الآن از آسمون برف میاد!

5. - اسمت چیه؟

- طوطی!

- چرا رنگت سیاهه؟

- آخه توی زغال‌فروشی کار می‌کنم.

6. خانم‌کلاغه هر چه گشت از بچه‌ی خودش سفیدتر پیدا نکرد.

- بچه‌ام مثل ماه سفید و خوشگله!

CAPTCHA Image