10.22081/poopak.2019.70530

زمستان خیالی

زمستان خیالی

 

مرضیه تاجری

 

پشت یک گاری چوبی

چند اسکیمو نشسته

گوشه‌ای هستند خوش‌حال

پنگوئن‌ها دسته‌دسته

 

روی یخ‌ها شاد و آرام

یک فوک کوچک سوار است

در خیالم خرس چاقی

سخت مشغول شکار است

 

به چه زیبا هست و جالب

فصل برفی در خیالم

هر چه می‌بینم جدید است

من توی قطب شمالم

 

یلدا و برف

منیره هاشمی

 

مامان به بابا گفت: «ای وای!

دیدی چه چیزی یادمان رفت؟

کو اصل کاری؟ هندوانه!»

بابا سریع از پیش‌مان رفت

***

با هندوانه زود برگشت

یک قاچ از آن را به من داد

یک تخم ریز قهوه‌ای رنگ

دیدم که روی فرش افتاد

***

مامان چه میز خوشگلی چید

آجیل و نقل و هندوانه

بوی لبوی داغ پیچید

از دیس کوچک توی خانه

***

مادربزرگ مهربانم

با بقچه‌ای از حرف آمد

از پشت شیشه دیدم آن شب

یلدای ما با برف آمد

CAPTCHA Image