10.22081/poopak.2018.65689

ماجراهای آقای یکدفعه (13)

مجید ملامحمدی

مصرف درست آب!

1. (تصویر آقای یک‌دفعه که دارد زیر شیر آب مسواک می‌زند. آب هم شُروشُر می‌ریزد. ننه ملاقه به‌دست کنار اوست.)

ننه: چه‌قدر آب می‌ریزی؟ آب تمام شد!

2. (آقای یک‌دفعه حوله بر دوش پشت پنجره ایستاده و خیابان را تماشا می‌کند. دوتا گربه کله‌ی‌شان را از کنار پنجره توی اتاق کشیده‌اند.)

یک‌دفعه: ای وای راست می‌گی ننه، آب خیلی کمه!

3. (تصویر یک‌دفعه که کله‌اش را از پنجره بیرون کرده یک قابلمه زیر هوای بارانی گرفته یک کلاغ روی آن نشسته است.)

یک‌دفعه: ای آسمان تو را به خدا ببار!

4. (تصویر ننه‌ عصبانی است. یکی از مردهای همسایه هم از پنجره‌ی بغلی با تعجب به او نگاه می‌کند. دست یک‌دفعه قابلمه است.)

ننه‌: پسرم مگه خُل شدی؟

یک‌دفعه: نه ننه، باید در آب صرفه‌جویی کرد.

5. (تصویر آن همسایه که عصبانی است. از آسمان هم باران می‌بارد. یک‌دفعه خوش‌حال است.)

مرد همسایه: مردِ حسابی آب را به اندازه مصرف کن. نیاز نیست قابلمه‌ات را پر از آب کنی!

6. (تصویر یک‌دفعه که روی مبل نشسته و غرق در فکر است. ننه با غم نگاهش می‌کند.)

ننه: چت شده پسرم؟

یک‌دفعه: من دلم نمیاد آب مصرف کنم.

7. (تصویر یک‌دفعه که چند هفته است حمام نرفته. موهایش سیخ‌سیخ شده و سبیل‌هایش کج و کوله. مدیر ساختمان هم کنار اوست.)

مدیر ساختمان: یک‌دفعه‌جان آب را مصرف کن؛ اما به اندازه!

8. (تصویر ننه که یک حوله به ‌دست یک‌دفعه می‌دهد. یک‌دفعه دارد می‌خندد.)

ننه: حالا برو حمام که نظافت خیلی مهمه!

یک‌دفعه: هم پاکیزگی مهمه، هم مصرف درست آب!

CAPTCHA Image