10.22081/poopak.2022.72757

روستا- دوست گل‌ها

روستا

امین بهاری‌زاده

طبع‌شان لطیف

مثلِ اشک ابر

مردمان کار

مردمان صبر

*

قلب‌شان بزرگ

مثلِ آسمان

غرقِ سادگی‌ست

سفره‌های‌شان

*

شاد و پُر تلاش

در تمام سال

دسترنج‌شان

روزی حلال

*

در کلام‌شان

شعرِ شادِ رود

آسمان‌شان

بی‌غبار و دود

 

بر لبان‌شان

خنده‌ی بهار

لهجه‌های‌شان

پاک و ماندگار

 

روستاییان

با اراده‌اند

رو پای خود

ایستاده‌اند

 

دوست گل‌ها

عفت زینلی

رفتم کنار گل‌ها

تا این‌که گل ببینم

زنبور زرد ترسید

از این‌که گل بچینم

*

زنبور زرد چرخید

بالای بینی من

گفتم نترس با گل

من دوستم، نه دشمن

*

او با خیال راحت

سرگرم شهد گل شد

شادم که بینی من

نه سوخت، نه تپل شد

CAPTCHA Image