10.22081/poopak.2022.73054

سجده ی آفتاب

سجده‌ی آفتاب

هادی فردوسی

باز هم سحر رسید

غنچه‌ی اذان شکفت

قصه‌ی نماز را

گل برای باغ گفت

*

جان تازه‌ای گرفت

بید با اذان باد

روی جانماز دشت

رو به قبله ایستاد

*

رفت سوی آسمان

نردبانی از دعا

آفتاب سجده کرد

رو به خانه‌ی خدا

*

دانه‌ای جوانه زد

چشم غنچه باز شد

چشمه هم وضو گرفت

غرق در نماز شد

CAPTCHA Image