10.22081/poopak.2023.74264

یک دوست تازه

یک دوست تازه

 روی برگ کاهویی

 کرم کوچکی غلتید

 از دهان و دندانم

طفلکی کمی ترسید

*

  قلب کوچکش انگار

 گپ گروپ گروپ می‌زد

برگ را تکان دادم

 روی دست من آمد

*

توی گودی دستم

مثل حلقه‌ای پیچید

با دلش که ور رفتم

غش غش و غش خندید

سمیره بروانیا

 

شلنگ باغ

کنار حوض باغ مان

نشسته موش کوچکی

فقط نگاه می کند

به گوشه ای یواشکی

چرا تکان نمی خورد 

چه رنگ و رو پریده است

شلنگ توی باغ را

به شکل مار دیده است

شهرام رفیعی

CAPTCHA Image